على محمدى خراسانى
28
شرح مكاسب (فارسى)
كرد كه برادرش جناب شيخ منصور را نيز به همراه خويش ببرد . بر اين اساس به برادر پيشنهاد سفر كرد و برادر با كمال شور و شعف از اين پيشنهاد استقبال نموده و اعلام آمادگى كرد . بار ديگر شيخ اعظم تفأل به قرآن مىزند و اين آيه شريفه جواب او است : سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ قصص / 35 . شيخ در بروجرد : شيخ اعظم با يك دنيا اميد و آرزو و با يك دنيا توكّل و اعتماد به خدا و نفس خويش ، همراه برادر ، مسقط الرأس خويش دزفول را پشت سر گذاشته و راهى شهر بروجرد مىشود . در آن روزگار يكى از شخصيتهاى بزرگ علمى در بروجرد زندگى مىكند كه شيخ عزم ديدار او دارد ، پس از پيمودن راههاى طولانى و پشت سر گذاشتن سلسله جبال لرستان وارد شهر بروجرد مىشوند و در مدرسهء علميّه شهر ساكن مىشوند . مؤسّس اين مدرسه ، عالم جليل القدر مرحوم شيخ اسد اللّه بروجردى ، مشهور به حجة الاسلام بود كه داراى دانش بسيار و فضل فراوان بود . دو روز بعد شيخ اعظم و برادرش در صحن مدرسهء مزبور با مرحوم حجة الاسلام ملاقات مىكنند ، ولى چون اين ملاقات بدور از مباحث و گفتگوهاى علمى است ، شيخ بروجرد به مقامات عاليه علمى شيخ دزفول واقف نمىگردد و از قبل هم با اين مقام رفيع آشنائى ندارد . لذا به شيخ اعظم پيشنهاد مىكند كه در بروجرد بمانيد و براى فرزندم درسى شروع كنيد . شيخ اعظم چون اين سخنان مىشنود خطاب به برادر مىگويد كجا